یکی از مشکلات ما در ایران این است که امکانات، مهارتها و
فرهنگمان به موازات هم رشد نمیکند. مثلا ما سوار خودروهای گرانقیمت
میشویم، اما فرهنگ رانندگی چنان که افتد و دانی در ایران توسعهنیافته
است.
در مورد گجتها هم موضوع به همین صورت است، کاربران ایرانی
ساعتها از وقتشان را صرف خواندن ویژگیهای گوشیهای هوشمند و تبلتها در
فورومها و سایتها و وبلاگها فناوری میکنند، با هم مجادله میکنند، کاسه
داغتر از آش میشوند و وکیل مدافع برندهای معروف میشوند و گاه به هم
توهین میکنند، اما در نهایت واقعا مشخص نیست با این گوشیها و تبلتها چه
میکنند و آیا وقتی حقوق یک یا دو سه ماهشان را صرف خرید آنها میکنند،
عملا استفاده بهینه از آنها میکنند یا نه.
یکی از بهترین کارهایی که میشود با یک گوشی یا تبلت انجام داد، خواندن کتاب است،
شما میتوانید داخل یک تبلت دهها و صدها کتاب داشته باشید، تبلت همیشه
در کنار شماست، در سفر، در محل کار، در مترو یا حتی هنگامی که بدخوابی به
سرتان زده است.
خواندن کتابهای الکترونیک، مزایای خاص خودش را دارد، نخستین
چیزی که به نظر آدم میرسد آن حس خرسندی درونی است از اینکه با خواندن این
کتابها درختی در گوشهای از دنیا برای تولید کاغذ قطع نشده است.
شما میتوانید فونت یک کتاب الکترونیک را به دلخواه بزرگ
کنید، میتوانید در محتویات کتاب جستجو کنید یا پای یک صفحه یادداشت
بگذارید، به علاوه در بسیاری موارد کتابهای الکترونیک به صورت قابل توجهی
ارزانتر از کتابهای کاغذی هستند.
اما مشکل عمده ما در ایران این است که عملا سیستم خوبی برای خرید کتابهای الکترونیک نداشتهایم.
نه! منظورم کتابهای اسکنشده نیست، منظورم کتابهای الکترونیک واقعی است.
در اینترنت دهها سایت کارشان انتشار کتاب اسکنشده است، تلاش
کاربران و عواملی که این کتابها را اسکن میکنند یا در مواردی تایپ
میکنند، ستودنی است، اما خالی از اشکال هم نیست:
- سوای کتابهای قدیمی، نایاب یا کتابهایی که دیگر
«نمیتوانند» منتشر شوند، اسکن کتابهای دیگر ناقض کپیرایت است و در
شرایطی که عملا ناشران و نویسندگان و مترجمان، روزهای خیلی بدی را سپری
میکنند، اسکن کردن کتابها، بدون رعایت حق و حقوق عوامل تولید آنها، باعث
تضییع آشکار حق آنها میشود.
- کتاب اسکن شده که کتاب الکترونیک واقعی نیست، پس خواندش با
گوشیهای هوشمند، حتی گوشیهای پنج اینچی هم عملا ناممکن است، البته با
تبلت راحتتر میشود این کتابها را خواند، اما باز هم مشکلاتی مثل اندازه
بالا این کتابها و محدود شدن فضای ذخیرهسازی تبلت، یا ممکن نبودن جستجوی
متنی در کتابهای اسکنشده آزارنده است.
- معمولا کتابهای روز را نمیتوانید در هیچ جایی به صورت اسکنشده پیدا کنید.
همه اینها ما را به این نتیجه میرساند که ما باید یک سامانه کارای فروش کتاب الکترونیک داشته باشیم.
با این سامانه:
- هر کاربر فارسیزبان در هر گوشه از دنیا میتواند به تازههای نشر کتابهای فارسی دسترسی داشته باشد.
- میزان فروش کتاب بالاتر میرود و ناشر هزینه چاپ و تأمین کاغذ را متحمل نمیشود.
- کاربر به صورت آنی به کتابی که دوست دارد، دسترسی پیدا میکند.
در ایران پیش از این تلاشهای خوبی در این زمینه صورت گرفته بود، من میتوانم آوا بوک
را مثال بزنم که تا به حال گامهای بسیار خوبی در زمینه نشر کتابهای
الکترونیک برداشته است. در زمینه فروش آنلاین مجلات داخلی هم کار سایتهای گردسوز و نیز اپلیکیشن مجله ستودنی بوده است.
اما دیشب، وقتی میخواستم بخوابم، به صورت تصادفی با سامانه جدیدی برای فروش کتابهای الکترونیک آشنا شدم: سامانه فروش کتاب فیدیبو.

نخست تصور کردم که با یک سامانه نصفه و نیمه روبرو هستم که تعداد محدودی کتاب دارد، اما نگاهی به سایت فیدیبو متعجم کرد، چرا که در سایت بیشتر از ۱۲۰۰ کتاب از ۳۷ ناشر معتبر گنجانده شده بود!
باورکردنی نبود، چون تصور من این بود که ناشران ایرانی اصلا روی خوشی به فروش آنلاین محصولات خود نشان نمیدهند.
برتری دیگر فیدیبو، چندپلتفرمی بودن سایت است، یعنی شما حتی اگر تبلت یا گوشی هوشمند نداشته باشید، میتوانید در همان محیط ویندوز با نصب یک برنامه، کتاب را بخوانید. فیدیبو نسخه اندروید و iOS هم دارد.

من فورا فیدیبو را در آیپدم نصب کردم و باید بگویم که برنامه قابل قبولی را مشاهده کردم.


نوبت رسید به خرید کتاب، چیز جالب برای من این بود که بهای کتابها به طور قابل توجهی از بهای نسخه کاغذی آنها پایینتر بود!
شما تصور نمیکنید در حال حاضر بشود کتابی چند صد صفحهای را به بهای چهار
– پنج هزار تومان خرید، ولی این چیزی واقعی در فیدیبو است!
تنوع عنوانهای کتابها، مرا دقایقی مشغول کرد، تا اینکه
سرانجام دو کتاب انتخاب کردم و خریدم، برایم جالب بود که حالا دیگر
میتوانم با صرف بهایی اندک، بسیاری از کتابها را بیدردسر روی تبلت خودم
داشته باشم، آنها را ورق بزنم، اندازه فونت را به دلخواه تغییر بدهم، در
آنها جستجو کنم.
یکی از چیزهای جالب در فیدیبو این است که شما حتی اگر کتاب را
نخرید، میتوانید برای آشنایی با حال و هوای کتاب ده پانزده صفحه از کتاب
را به رایگان دانلود کنید و بخوانید. در فروشگاههای آنلاینی که نسخه کاغذی
کتابها را میفروشند، عملا چنین امکانی نیست، در فروشگاههای فیزیکی هم
عملا فرصت چنین کاری را ندارید، اما در فیدیبو میتوانید سر فرصت چند صفحه
از کتاب را بخوانید و بعد اگر پسندیدید، کتاب را بخرید. بسیار پیش میآید
که عنوان و روجلد کتابی ما را فریب میدهد، اما با فیدیبو ما مرتکب چنین
اشتباهاتی نخواهیم شد.
یک سری امکانات مثل افزودن یادداشت هم در اپ جالب بود که در اینجا با این امکانات در قالب اسکرینشاتهایی آشنا میشوید:




ذوقزده با ایمیل با دست اندرکاران فیدیبو تماس گرفتم و خوشبختانه این عزیزان خیلی زود به سؤالات من پاسخ دادند:
سؤال و تردید اصلی من همان طور که پیشتر هم به آن اشاره کردم، میزان استقبال ناشران از فیدیبو بود، گمانم بر این بود که شاید ناشران به خاطر عدم آشنایی با فناوریهای نو و شاید هم عدم اعتماد و واهمه از سرقت دیجیتال کتابها، همکاری لازم را نکنند و ما با سرویسی مواجه باشیم که تنها کتابهای قدیمی را عرضه کند و شتاب افزایش عناوین در آن محدود باشد. پیداست که چنین سرویسی اصلا باب طبع کتابخوانهای مشتاق و حرفهای نخواهد بود.
اما پاسخ فیدیبو به من جالب بود:
نخست آنکه «برخلاف تمامی تجربه های پیشین، تمامی افراد و سهامداران فیدیبو، نه اعضای یک شرکت کامپیوتری، که در واقع خود جمعیت ناشران و همپاهای خارجی آنها هستند و
این بدین معناست که ناشران لازم نیست به کسی اعتماد کنند چرا که در واقع
هم صنفیهای خودشان دارند این تجارت را با دغدغههای مشترک و با آشنایی با
اقتصاد نشر مدیریت میکنند.»
دوم آنکه: «تمامی ناشران مطرح کشور اعم از نگاه، نیلوفر، چشمه، آگاه، ققنوس، قطره، هیرمند، آگه، هرمس و… به طور کامل با فیدیبو قرارداد دارند و
درآینده نزدیک بسیاری از کتابهای ایشان حتی قرار است به قصد ارزیابی
بازار، به شکل ایبوک منتشر شده تا بر اساس استقبال مخاطبان نسبت به تیراژ
آن تصمیم گیری شود.»
سوم آنکه: «در حال حاضر روزانه کتاب به فیدیبو اضافه خواهد شد که طبق سرعت و روند فعلی احتمالا در مجموع در ماه بیش از ۱۵۰ عنوان جدید به فیدیبو اضافه خواهد شد.»

سؤال بعدی من، در مورد نگرانیهایی است که همیشه هنگام
راهاندازی سامانههای فروش آنلاین کتاب پیش میآید، اینکه این سامانهها
فروش کاغذی کتاب را کاهش میدهند و طبعا کار کتابفروشیها و عوامل توزیع
سنتی کتاب را کساد میکنند. من پرسیدم که به نظر دست اندرکاران فیدیبو، با
راهاندازی فیدیبو و رونق گرفتن آن، از نظر اقتصاد بازار کتاب، چه تحول یا
تغییری را پیشبینی میکنند.
در پاسخی شفافی که به من داده شد، تصریح شد که پروژه فیدیبو،
متوجه تجارب قبلی سامانههای فروش آنلاین کتاب بوده است و تصور آنها بر
این است که چنین سامانهای، تراکنش مالی صنعت نشر ایران را پایین نیاورد و
قیمتگذاری کتابها و ارائه تخفیف هم آگاهانه و بر اساس فرمولهای اقتصادی
خاصی صورت میگیرد.
در دو تصویر زیر بهای نسخه کاغذی دو کتاب را با بهای نسخه
الکترونیک همان کتابها در فیدیبو مقایسه کردهایم، میبینید که میزان
تخفیف فیدیبو بسیار قابل توجه است:


سؤال بعدی من این بود که آیا فیدیبو میخواهد به نشر مستقیم
کتاب فکر کند، طوری که مثلا یک نویسنده یا مترجم به صورت مستقیم با فیدیبو
تماس بگیرد تا کتابش به صورت آنلاین منتشر شود؟
پاسخ این بود که فیدیبو از این نکته غافل نبوده است، اما
بیشتر تمایل بر این است که با کمک ناشران و با استفاده از «ظرفیتهای
قانونی» مبادرت به انتشار کتابها کند.
هدیه کتاب
اما یکی از ویژگیهای ابتکاری و بسیار قابل توجه فیدیبو، ویژگی هدیه کتاب است.
هدیه دادن کتاب، سنتی بسیار نیکو است که متأسفانه در سالهای
اخیر در جامعه ما رنگ باخته است، اما فیدیبو میتواند سهمی در احیای این
سنت داشته باشد:
شما کافی است کتابی در فیدیبو انتخاب کنید، ایمیل دوست خود را
وارد کنید و بهای کتاب را به صورت آنلاین بپردازید. دوست شما ایمیلی
دریافت میکند که به او میگوید کتابی از سوی شما به وی هدیه داده شده است و
آنگاه او میتواند کتاب را در تبلت، گوشی یا لپتاپ خود به سهولت دانلود
کند و بخواند.

این ویژگی بسیار قابل توجه است، به علاوه در نظر بگیرید که با
استفاده از این کار برای نخستین بار میتوانید به دوستان و آشنایان خود در
خارج کشور هم کتاب هدیه بدهید.
بسیاری از دوستان ما در خارج کشور، وقتی میشنوند که ما در
حال خواندن یک کتاب خوب هستیم، آرزو میکنند که ای کاش راهی برای تهیه کتاب
میداشتند، عملا ارسال پستی کتابها بسیار گران از آب درمیآید، حتی در
مواردی ما مجبور میشویم یک کتاب را اسکن کنیم و برای دوستان خود ایمیل
کنیم که کاری بسیار وقتگیر است و مستلزم صرف انرژی بسیار است.
اما حالا با چند کلیک میتوانید دوستی را در هزاران کیلومتر
دورتر فقط با صرف چند هزار تومان خوشحال کنید و هدیهای ارزنده به او
بدهید.
در پایان میخواهم از شما خواهش کنم که به عنوان یک وبلاگنویس یا کاربر اینترنت، کمی وقت بگذارید، خودتان فیدیبو را بررسی کنید و در وبلاگ و شبکههای اجتماعی معرفی و توصیهاش کنید.
خیلی وقتها ما با دید اقتصادی صرف به فعالیت شرکتها نوپا
نگاه میکنیم، بعضی از ماها با خودمان میگوییم که چرا باید به رایگان برای
یک شرکتی که به هر حال کارش فروش محصولی است، کمک کنیم؟!
اما جنس کار فیدیبو، چیز دیگری است، اینجا صحبت از کتاب است و
رفع یک محرومیت دیرینه و رسیدن به یک آرزوی محال قبلی ما: اینکه بتوانیم
به سادگی، در هر جا که هستیم، با هر سطح مالی که داریم کتاب بخریم، بخوانیم
و هدیه بدهیم.
و این چیز کوچکی نیست، بنابراین سخن به گزاف نگفتهام که فیدیبو را شاید بشود برترین استارتآپ فارسی در سالی جاری بدانیم.

البته حمایت ما از فیدیبو به معنی فراموش کردن سایر دوستانی
نیست که در این مسیر پیش از این قدم برداشتهاند،ما باید حمایت خودمان را
از آنها هم ادامه بدهیم، چرا که آنها در مواردی امکانات و ویژگیهایی ممکن
است ارائه بدهند که در محور تمرکز فیدیبو نیست.
امیدوارم که در زمینه فروش آنلاین مجلات هم گامهای بهتری
برداشته شود و با ایجاد یک همکاری نزدیکتر مثلا بین اپلیکیشن مجله یا
گردسوز با صاحبان و اصحاب رسانه، روزی برسد که ما بتوانیم تمامی مجلات و
روزنامههای ایرانی را به سادگی چند کلیک بخریم.
یکی از آرزوهای شخصی من، داشتن یک آرشیو کامل از مجلات و
روزنامههایی است که میخرم، متأسفانه عملا هیچ کس نمیتواند در طولانیمدت
فضایی در اتاق خود برای انباشت چنین حجم انبوهی از نشریات اختصاص بدهد،
اما یک سامانه خرید دیجیتال نشریات به این آرزو تحقق میبخشد!
منبع: يك پزشك